جمعی از فعالان زنان رشت دیروز (جمعه) با برگزاری گل‌گشت روز جهانی کارگر و روز معلم را گرامی داشتند. در این گل‌گشت که به همت این فعالان و با حضور بیش از چهل نفر برگزار شد. علاوه بر اجرای برنامه‌های تفریحی‌ای همچون میان پرده‌هایی کوتاه با مضامینی مربوط به مشکلات زنان کار‌گر و معلم، مقالاتی در‌باره‌ی تارخچه اول ماه می، و گرامی‌داشت آن در ایران معاصر، تاریخچه ۱۲ اردیبهشت (‌روز شهادت دکتر خانعلی در سال ۴۰)، ضرورت تشکل‌یابی و نگاهی به معلمین و ضرورت همبستگی جنبش‌های اجتماعی مختلف خوانده شد.

در انتها نیز جلسه گفت و گو پیرامون مشکلات مضاعف زنان کار‌گر و زنان معلم بر‌گزار شد.‌

این گلگشت که از نه صبح جمعه شروع شده بود تا ساعت شش عصر به طول کشید.

Advertisements

تغییر برای برابری- گردهمایی روز جهانی کارگر به خشونت کشیده شد. به مناسبت روز جهانی کارگر کمیته برگزاری مراسم اول ماه مه (‌کمیته پیگیری ایجاد تشکل‌های آزاد کارگری /سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه/ سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه/ اتحادیه آزاد کارگران ایران/ هیأت مؤسس بازگشایی کارگران نقاش و تزیئنات ساختمان/ کانون مدافعان حقوق کارگر/ شورای همکاری فعالین و تشکل های کارگر / کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری/ شورای زنان/ جمعی از فعالین کارگری) از همگان دعوت کرده بود که روز جمعه ۱۱ اردیبهشت ساعت پنج بعدازظهر آن روز در میدان آب نمای پارک لاله گرد آیند. آن‌ها خواسته‌های خود را نیز پیش تر با انتشار فراخوان گردهمایی روز کارگر منتشر کرده بودند.

اما بعداز ظهر جمعه، کسانی که در حال جمع شدن در میدان آبنما بودند پیش از آن‌که پلاکاردهایشان را دربیاورند و یا شعاری بدهند با برخورد خشونت‌آمیز پلیس مواجه شدند. به گفته حاضران ماموران پلیس با خشونت بسیار به مردم حمله می‌کردند به طوری که سر وصورت بسیاری خونین شده بود، حتی پلیس‌های مرد به شدت زنان را به ویژه فاطمه شاه‌نظری یکی از فعالان کارگری را کتک زدند.

پلیس پس از حمله به شرکت کنندگان تعداد بسیاری را بازداشت کرد و ابتدا به کلانتری وصال در خیابان انقلاب منتقل کرد. سپس زنان بازداشت شده را که ۱۹ نفر بودند به بازداشتگاه وزرا منتقل کردند. به گفته مامورانی که زنان را منتقل می‌کردند تعداد مردان بازداشت شده ۱۵۰ نفر ذکر شد و برخی دیگر از ماموران تعداد را ۸۰ نفر ذکر کردند. از وضعیت مردان بازداشت شده خبر دقیقی در دست نیست. گفته می‌شود که عده‌ای را به اوین و عده‌ای دیگر را به بازداشت‌گاه‌های نیروی انتظامی منتقل کرده‌اند.

طبق آخرین اخبار رسیده زنان بازداشتی روز جهانی کارگر همچنان در وزرا به سر می‌برند و مردان را نیز به اوین، کلانتری سنایی و چند کلانتری دیگر منتقل کرده‌اند. خانواده‌ها نیز از صبح امروز (شنبه) بی‌آن‌که پاسخی بگیرند در راه بازداشتگاه وزرا، دادگاه انقلاب و کلانتری‌ها سرگردانند. براساس آخرین اطلاعات مریم حاج محسن، پروانه قاسمیان، فاطمه شاه‌نظری، شریفه، محمد فرجی، بهروز خباز، جعفر عظیم‌زاده، زانیار احمدی، محمد اشرفی، علی‌رضا تقفی ، محسن تقفی ، سعید مقدم و سعید یوزی جزو بازداشت‌شدگان هستند.

آخرین خبر از وضعیت فعالان بازداشتی کمپین

در مراسم بزرگداشت روز جهانی کارگر با اطلاعی که تاکنون در دست هست، نیکزاد زنگنه، امیر یعقوبعلی، کاوه مظفری‌، پوریا پوشتاره و طاها ولی‌زاده بازداشت شده‌اند. در حالی که خانواده‌ها پیگیر وضعیت فرزندان بازداشت شده خود بودند ماموران به منزل برخی از بازداشتی‌ها از جمله کاوه مظفری و امیر یعقوبعلی رفتند. آن‌ها پس از بازرسی کامل منزل و ضبط کامپیوتر و کتاب و ونوشته های آنها، جلوه جواهری همسر کاوه مظفری را نیز بازداشت کردند.

این اقدام در حالی صورت گرفت که جلوه خانه نبود اما با مراجعه وی به منزل ماموران اجازه‌ی خارج شدن او از منزل را نداده وبدون داشتن حکم بازداشت او را نیز با خود برده و به وزرا منتقل کردند. مادر جلوه جواهری که هم اکنون در کنار بسیاری از مادران دیگر و مادران کمپینی جنب بازداشتگاه وزرا منتظر ایستاده است می‌گوید: من خودم کلید داشتم وارد خانه شدم دیدم همه وسایل را جمع می‌کنند و چند تا ساک چیده‌اند کنار اتاق. هر چه بود حتی یک کاغذ را هم با خود بردند، مدارک دانشگاه آن‌ها را هم با خودشان بردند. بعد به جلوه گفتند شما هم باید با ما بیایید و به چند سوال جواب دهید. اما جلوه گفت شما که حکم بازداشت مرا ندارید نمی‌آیم. آن‌ها هم زنگ زدند و سه مرد گنده آمدند و جلوه را با زور با خودشان بردند. به دست کاوه هم دستبند زده بودند. من دیگر آن‌قدر عصبانی شده بودم که به آن‌ها گفتم شما به دست آزادی دستبند می‌زنید.»

بعد از حمله خشونت بار پلیس به تجمع مسالمت‌آمیز کارگران کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران با صدور اطلاعیه‌ای آزادی سریع بازداشت‌شدگان را خواستارشد. همچنین کمیته برگزاری مراسم اول ماه مه ۸۸ با صدور اطلاعیه شماره یک خود ضمن محکوم کردن این اقدام غیر انسانی خواستار آزادی بی‌قید و شرط تمامی دستگیر‌شدگان شد. جمعی از کارگران ایران‌خودرو نیز با اعلام این‌که برگزاری مراسم روز جهانی کارگر را حق مسلم و بی‌چون و چرای کارگران می‌دانیم، سرکوب و دستگیری فعالان کارگری را محکوم کرد و خواهان آزادی بی‌قید و شرط تمامی دستگیرشدگان شد.

نگاشته شده توسط: changerasht | آوریل 26, 2009

مریم مالک به زندان اوین منتقل شد

arton4025-fe401تغییر برای برابری: مریم مالک از فعالان کمپین یک میلیون امضا امروز (یک‌شنبه) به زندان اوین منتقل شد.

صبح امروز، ششم اردیبهشت‌ماه، مریم مالک را از بازداشتگاه وزرا به پلیس امنیت منتقل کردند و در پایان ساعت اداری پس از چند ساعت بازجویی به شعبه ۲ دادیاری امنیت دادگاه انقلاب بردند.

در دادیاری امنیت، آقای حیدری‌فرد، دادیار امنیت به استناد مواد ۴۹۹ و ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی اتهام تبلیغ علیه نظام و اتهام جدیدی به نام عضویت در کمپین یک میلیون امضا را به او تفهیم کرد که مریم نیز کلیه اتهامات را رد کرد.

دادیار همچنین برای او قرار وثیقه بیست میلیون تومانی صادر کرد. این در حالی است که مریم مالک در جلسه دادگاه اعلام کرد که امکان پرداخت چنین وثیقه‌ی سنگینی را ندارد.

قاضی حیدری‌فرد با اعلام این‌که پرونده در مرحله تحقیقات است و بازجویی از مریم مالک ادامه خواهد یافت دستور انتقال او به زندان اوین را صادر کرد.

pm1تغییر برای برابری ـ در حالی که بحث مطالبه محوری هم اکنون مورد توجه برخی فعالان اجتماعی و سیاسی و زنان در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو قرار گرفته است، فشار بر اعضای کمپین یک میلیون امضا – که به حق مطالبه محوری را به مباحث غالب جامعه بدل کردند و هزینه‌های گزافی هم برای آن پرداختند و می‌پردازند ـ بیشتر و دامنه فعالیت‌شان تنگ‌تر و تنگ‌‌تر می‌شود. امروز (شنبه) مریم مالک به بازداشتگاه ورزا منتقل شد و پرستو الهیاری به یک سال حبس تعزیر محکوم شد:

انتقال مریم مالک به بازداشتگاه وزرا

مریم مالک فعال کمپین یک میلیون امضا ظهر امروز با صدور قرار بازداشت موقت به بازداشتگاه وزرا منتقل شد. این فعال کمپین که از ساعت هشت و 30سی دقیقه صبح امروز، پنجم اردیبهشت‌ماه، در پی دریافت احضاریه کتبی به شعبه ۱۴ پلیس امنیت ناتب، مرکز پشتیبانی عملیات ماموران پلیس امنیت مراجعه کرده بود پس از چندین ساعت بازجویی به دادگاه انقلاب و سپس به بازداشتگاه وزرا منتقل شد.

در دیدار کوتاهی که با مریم داشتیم گفت اتهامات زیادی به من زده‌اند که هیچکدام را قبول ندارم. چهارشنبه گذشته، دوم اردیبهشت‌ماه، ماموران امنیتی با ارائه ی حکم بازرسی به منزل پدری مریم مالک رفته و پس از تفتیش کامل منزل آنان کامپیوتر شخصی، جزوه‌های درسی و لوازم دیگری را ضبط کردند. ماموران امنیتی همچنین احضاریه مکتوب جهت حضور در پلیس امنیت را به وی تحویل داده و تهدید کردند که در صورت عدم حضور حکم جلب وی صادر خواهد شد.

لینک مرتبط: احضار مریم مالک عضو کمپین به پلیس امنیت و تفتیش منزل او

پرستو الهیاری به یک سال حبس تعزیری محکوم شد

پرستو الهیاری فعال کمپین یک میلیون امضا بااتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. در حکمی که صبح امروز به رویت پرستو الهیاری رسید آمده است:

«با توجه به مجموع محتویات پرونده و بررسی‌های انجام شده و گزارش مامورین و اسماع مدافعات و اظهارات نامبرده و احتراز این‌که وی از اعضا تشکیلات کمپین جمع‌آوری یک میلیون امضا می‌باشد و احتراز و اعتراف به این‌که با دعوت از افراد به خانه خود جلسات متعددی را در جهت اهداف و برنامه‌های کمپین برقرار نموده و خود از افراد جمع آورنده امضا (یک میلیون) می‌باشد.با عنایت به فعالیت‌های انجام گرفته از سوی نامبرده و تشکیل اجتماع در منزل خود و جمع‌آوری امضا به منظور رساندن امضا زنان به یک میلیون به بهانه وجود قوانین تبعیض‌آمیز در نظام جمهوری اسلامی و ارسال برنامه‌های خود به سایت‌ها و وانمود کردن نظام جمهوری اسلامی به عنوان نظام موجود با تبعیض قوانین و نیز با تبلیغات علیه نمودن برای کشورهای مخالف نظام مقدس جمهوری اسلامی با علم و اطلاع نامبرده و دیگر اعضا از سوء استفاده رسانه‌های بیگانه کشور، انتساب اقدام علیه امنیت کشور از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران محرز است. دادگاه نامبرده را مستنداً به ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به یک سال حبس با احتساب ایام بازداشت محکوم می‌نماید.»

در آخرین جلسه رسیدگی به اتهامات پرستو الهیاری که روز ۲۴ فروردین‌ماه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تشکیل شد، قاضی مغیثی در حالی این اتهام را به پرستو الهیاری تفهیم کرد که اجازه هیچ‌گونه دفاع شفاهی به وی و وکیلش داده نشد و تنها لایحه مکتوب از وکیل پرستو الهیاری پذیرفته شد. ۲۷ مهرماه گذشته، ماموران امنیتی با تفتیش منزل این عضو کمپین برخی از لوازم وی از جمله کامپیوتر لپ‌تاپ و آلبوم‌های شخصی، دست‌نوشته‌های او را ضبط کردند و خود وی را نیز مورد بازپرسی قرار دادند

نگاشته شده توسط: changerasht | آوریل 18, 2009

گزارش مراسم گرامی‌داشت هشت مارس در رشت

در ابتدا مجری مراسم ضمن عرض خیر مقدم و یادآوری اینکه شهر رشت پس از انزلی اولین شهری است که در ایران گرامی داشت هشت مارس را برگزار کرده است و سنت گرامی‌داشت هشت مارس هر‌گز تحت هیچ شرایطی در این شهر فراموش نشده است، روزی را آرزو کرد که بتوان آزادانه هشت مارس را در خیابان گرامی داشت و در ادامه از سخنرانان مراسم دعوت کرد تا در جایگاه حضور یابند. اولین سخنران مراسم پروین ذبیحی از کمیته علیه خشونت‌های ناموسی بود، او درباره ی نحوه ی تشکل کمیته علیه خشونت های ناموسی و فعالیتهای این کمیته اظهار داشت:

«مدتی پیش دختری کرد از ایزدی‌های عراق به نام دعا خلیل اسود به این خاطر که با پسری مسلمان دوست شده بود توسط خانواده و با کمک اهالی شهر و به فتوای رییس ایل و قبیله سنگسار شد. در سالگرد قتل دعا این کمیته اعلام موجودیت کرد و هدفمان شناساندن خشونت‌های جنسیتی به خصوص خشونت‌هایی که به نام ناموس می‌شود، مثل قتل مثل سنگسار‌، مثل ازدواج اجباری، ازدواج در سنین کم و محرومیت دختران از تحصیل به بهانه شرف و ناموس و ختنه و مسایلی از این قبیل. البته خشونت بسیار گسترده است و شکل‌های مختلفی دارد و اگر بخواهیم روی تمام جنبه‌های خشونت کار کنیم وقت بسیار زیادی می‌خواهد. ما هم تصمیم گرفتیم با توجه به این‌که در استان‌های حاشیه‌ای کشور مثل کردستان، آذربایجان، غرب کشور جنوب کشور قتل و خشونت‌های ناموسی بسیار گسترده است و ما هم که در آن منطقه زندگی می‌کنیم به سرعت به اخبار اتفاق‌هایی که می‌افتد دسترسی پیدا می‌کنیم و می‌توانیم آمار و اطلاعات جمع کنیم و فرهنگ‌سازی کنیم، تصمیم گرفتیم بیشتر در این زمینه کار کنیم. خود‌سوزی در کردستان عراق یا ایران خیلی زیاد است. در کشورهای عقب افتاده یا جنگ زده مثل عراق افغانستان ایران و پاکستان خود‌‌سوزی و خشونت‌های ناموسی بسیار زیاد است.

img_12261طبق آمار غیر رسمی‌ای که من دارم (‌چون نمی‌توان از بیمارستان‌ها و مراکز بهداشتی خبر گرفت) در کردستان به طور متوسط هر دو ماه، سه مورد مرگ به علت خودسوزی داریم و این غیر از مواردی است که از خودسوزی جان سالم به در می‌برند)علاوه بر این در منطقه ما هر سال یک یا دو نفر به بهانه این‌ که ارتباطی نا متعارف یا خارج از ازدواج داشته‌اندبه قتل می‌رسند. آخرین مورد قتلی که در اطراف مریوان رخ داد، دختری حدود ۲۰ ساله بود که با وجود این‌که پس از هشت یا نه ماه زندگی مشترک طلاق گرفته بود، همچنان باکره بود. به او اتهام زده بودند که رابطه نامشروع با مردی داشته و باکرگی‌اش را از دست داده. اما بعد در بیمارستان مشخص شد که دختر هنوز باکره بوده است.

پیش از این مورد نیز ما یک اعتراض مدنی به قتل دیگری که در روستای دیزلی در اطراف مریوان منطقه اورامان رخ داد، داشتیم. در این مورد زنی که یک فرزند نیز داشت تنها به جرم این‌که پس از این‌که به قهر به خانه پدری رفته بود، بدون اجازه پدر و برادرانش به خانه شوهر برگشته بود، توسط برادرانش کشته شد. اولین اعتراض مدنی ما از روستای دیزلی شروع شد و خیلی خوب بود. من متأسفم که می‌گویم خیلی خوب بود، متأسفم که مردم برای این‌گونه مسایل دور هم جمع می‌شوند به جای این‌که در سازندگی‌ها و مسایل بهتر دور هم جمع شویم. استقبال حتی مردم روستا خیلی عالی بود. تا ان روز در آن منطقه رسم نبود که در تشییع جنازه زنان حضور داشته باشند؛ به خصوص این‌که زنی توسط برادرانش کشته شده بود. اما ما نه تنها در مراسم تشییع جنازه حضور داشتیم بلکه در آنجا حرف هم زدیم درباره‌ی مسایلی چون ناموس و شرف و قتل به این بهانه‌ها، مراسم خیلی خوبی داشتیم و این اولین حرکت ما بود که تا آنجایی که من می‌دانم تا به حال در ایران سابقه نداشت.

این اعتراض در تشییع جنازه فرشته نجاتی نیز تکرار شد و قرار بود فردای تشییع جنازه هم تحصن برگزار شود که اجازه ندادند و قاتلش که همان پدرفرشته بود ۱۳ سال حکم گرفت که گویا جدیداً قرار است آزاد شود چون مادر مقتول در بیمارستان اعصاب بستری است و نمی‌تواند شاکی باشد، پدر قاتل به احتمال زیاد از زندان آزاد خواهد شد. موضوع دیگر که در حوزه فعالیت‌های کمیته است مسأله ختنه دختران است. چند سال پیش خیلی اتفاقی متوجه شدیم که مسأله ختنه زنان و دختران در کردستان خیلی زیاد است، منتها چون نه مجوز و نه امکانات تحقیق میدانی را داشتیم فقط چند تا روستا را بررسی کردیم و متأسف شدیم که دیدیم در مناطقی که ختنه رایج است بعضی مناطق نصف و بعضی مناطق دو سوم زنان و دختران ختنه شده بودند. این زنان و دختران از خیلی چیزها محروم می‌شوند و مشکلات خانوادگی و جسمی و جنسی و اجتماعی فراوانی ختنه در پی دارد. مسایل دیگری که در کردستان گرچه کمتر شده است اما همچنان رایج است مبادله کالا به کالای زنان است. یعنی دو تا دوست، خواهران همدیگر را با شرایط یکسان عقد می‌کنند این دو عروس عین هم زندگی می‌‌کنند. اگر یکی کتک می‌خورد دیگری نیز باید کتک بخورد، اگر یکی طلاق بگیرد و با یک شرایط یکسان عقد می‌شوند و هیچ استقلالی ندارند.

img_13001

موضوع دیگر قسم طلاق است، مثلاً قسم می‌خورند که طلاقت افتاده باشد اگر فلان اتفاق بیفتد و اگر که آن اتفاق بیفتد، آن زن مجبور است به خاطر آن قسم خانه را رها کند و برود و از نظر شرعی هم کاملاً پذیرفته شده است و همچنین ازدواج زودرس و محرومیت دختران از تحصیل، همه این‌ها به بهانه‌های ناموسی و پاکی اخلاق است. در واقع کنترل جسمی و جنسی و فکری زنان عمل می‌شود، همان‌طور که گفتم کمیته علیه خشونت‌های ناموسی در سال‌روز سنگسار دعا تشکیل شد و در صدد است تا آنجا که می‌تواند علیه این قضیه کار کند. تا آنجا که توانمان اجازه دهد و البته نه از سر عجز و ناتوانی ولی دست همکاری به سوی همه دراز می‌کنیم.

این کمیته مرزی ندارد، نه خاک کردستان و نه حتی خاک ایران از هر کجای دنیا که بخواهند با ما همکاری کنند ما دست دوستی‌ها را می‌فشاریم. گرچه این موضوع مسأله فرهنگی است و با آداب و رسوم شاید چند هزار ساله مردم آمیخته است و فرهنگ مردسالاری و جامعه طبقاتی و نظام سرمایه‌داری آن را حمایت می‌کند، اما از مسأله حمایت قانون از این خشونت‌ها نمی‌توان چشم‌پوشی کرد. قانون با آزاد کردن قاتلان یا پیگیر نشدن مسأله زنان خود‌سوخته پیگیر نشدن مسأله ختنه زنان در آن مناطق و حکم سبک برای مردان قاتل، قانون نیز عملاً با این خشونت‌ها همراه است

پس از پایان سخنرانی پروین ذبیحی، دیگر سخنران این مراسم امیر یعقوب‌علی از مردان برابری‌خواه عضو کمپین یک میلیون امضا پس از تشکر از برگزار کنندگان مراسم پیرامون نقش مردان برابری‌خواه در جنبش زنان بحث خود را این گونه آغاز کرد و ارائه داد

«من هیچ‌وقت از خودم نپرسیده‌ام که آیا مردان باید از حقوق زنان دفاع کنند یا نه‌؟ اما بارها و بارها دوستانمان و افراد خانواده‌مان از ما پرسیده‌اند و شاید خود فعالان زنان و بعد هم دادیار امنیت تهران و بعد بازجو، برایشان سوال است که چرا مردان باید از حقوق زنان دفاع کنند؟ یک صغرا کبرای منطقی‌ای دارند برای این‌که به این نتیجه برسند که مردان برای حضور در جنبش زنان در واقع دچار یک خودزنی شده‌اند، دچار یک اشتباه‌، یک خطا. صغرا کبرایش خیلی ساده است، فمینیسم به معنای زن‌سالاری است و هیچ آدم عاقل فهمیده‌ای برخلاف منافع خودش عمل نمی‌کند. مردان فمینیست دارند برخلاف منافع خودشان عمل می‌کنند بنابراین دچار خود‌زنی هستند.

این منشاء آن سوال اصلی است که چرا مردان باید از حقوق زنان دفاع کنند؟ یا حتی چرا مردان باید خود را فمینیست بدانند یا اصلاً بدتر آیا مردان می‌توانند فمینیست باشند؟ یا تنها حامیان حقوق زنان هستند؟ ساده‌ترین راهی که بخواهیم از مقوله حضور مردان در جنبش زنان دفاع کنیم و بعد به ضرورتش برسیم این است که بگوییم مردان در جنبش زنان چه می‌کنند؟ و در واقع دنبال چه هدفی هستند‌؟ فکر می‌کنم تمامی تلاش‌های انسان برای بهتر کردن مناسبات اجتماعی‌اش حول یک مفهوم کلی آزادی جمع می‌شود. حتی برابری و برابری‌طلبی انسان‌ها هم به خاطر این است که انسان‌ها را از زیر سلطه‌ای که در بیرون از وجود انسان‌ها است رها کند و به آن‌ها رهایی و آزادی بخشد. در واقع حتی برابری‌خواهی به دنبال شکلی از آزادی است، به دنبال تکمیل کردن آزادی است.

img_12171

آن‌هایی که حرف از آزادی می‌زنند اما قسمت برابری‌اش را فراموش می‌کنند‌، انسان را می‌خواهند از همه چیز غیر از آن سلطه و روح اصلی که مناسبات نا برابر بین انسان‌هاست، آزاد کنند. از این منظر فکر می‌کنم که کار ویژه حضور مردان در جنبش زنان و کار ویژه حضور ما در تمامی حرکت‌های اجتماعی‌، حرکت به سوی آزادی است. آزادی تعاریف مختلفی دارد هیچ کس نمی‌تواند بگوید تعریفی که من ارائه می‌دهم برابر با آزادی است اما یک حد اقلی می‌شود برایش تعریف کرد، فکر می‌کنم اگر این حداقل را بگذاریم زیر سلطه نبودن کافی باشد.

زیر سلطه نبودن یعنی این‌که انسان‌ها بتوانند خود خواسته خودآگاه چگونگی بودن چگونگی زیستن را انتخاب کنند. این ساده‌ترین و سرراست‌ترین تعریف از آزادی است. این‌که چطور می‌شود که «من» آن طوری که «دیگری» می‌خواهد نباشم‌. آن‌گونه نباشم که حاکمی می‌خواهد، آن‌گونه‌ای نباشم که تعیین شده است‌، که هنجارهایی تعیین کرده‌اند. من بتوانم آن چیزی که خودم می‌‌خواهم باشم. ما بر سر این توافق داریم که ما آزاد نیستیم نه در ایران و نه در تمامی جهان.

img_12301

به خاطر این‌که مجموعه‌ای از هنجارها الگوها و چیزهایی هستند که ما را کنترل می‌کنند و ما را یکدست و همسان می‌کنند ـ نظام سرمایه‌داری و همسان با آن نظام مردسالاری. از این منظر، فکر می‌کنم حضور مردان در جنبش زنان چیزی ورای یک حرکت طبیعی نیستف چرا که مردان گرچه نه به همان میزان‌، اما به همان شکلی تغییر ماهیت می‌دهند که زنان. اگر به زنان با کلیشه‌های رفتاری و ذهنی می‌آموزند که کار خانگی متعلق به آنان است، زنانگی کردن‌، زن بودن، زیبا بودن و تمام این کلیشه‌هایی که از فرط تکرار گاهی ما متوجه کلیشه‌ای بودنشان نمی‌شویم، مردان هم با کلیشه‌های مشابهی رفتار می‌کنند. مرد گریه نمی‌کند، مرد احساسش را بروز نمی‌دهد، مرد خشن است، مرد قدرت دارد، مرد توانایی کار یدی دارد‌… یک درک عضلانی یک فرم ناهنجاری از مرد که هر چیزی می‌تواند باشد غیر از یک انسان.

خیلی‌ها به این پرداخته‌اند و حرف جدیدی نیست. مارکس می‌گوید ماهیت انسان همان مناسبات انسانی‌اش است. در واقع انسانی‌تر کردن مناسبات انسانی نزدیک‌تر کردن انسان به ماهیت خودش است. اگر این را بپذیریم قطعاً مردان هم در جهان حاضر از ماهیت انسانی‌شان دور شده‌‌اند. گاهی اوقات این تبلیغ می‌شود که مردان این‌گونه بودن را دوست دارند. در حالی که حتی این دوست داشتن همگی تحت آموزش پیگیر و مداومی است که همه ما از کودکی تا زمانی که می‌میریم با آن برخورد می‌کنیم. از جامعه تا رسانه‌ها ما زیر بمباران مداوم آموزش‌های کلیشه‌ای هستیم. کلیشه‌های جنسیتی مدام به ما یاد‌آوری می‌کنند که نقشمان چیست؟ رفتارمان در جامعه چه باید باشد و ما چگونه باید باشیم.

ما اگر آزاد نیستیم صرفاً به این خاطر نیست که نمی‌توانیم برویم و رأی بدهیم و کاندیدای منتخبمان را انتخاب کنیم، بلکه به این دلیل هم هست که ما حتی نمی‌توانیم شیوه زندگی کردن خودمان را هم تعیین کنیم. مردان هم مثل زنان نمی‌توانند شیوه زندگی‌ای را که دوست دارند تعیین کنند. مردسالاری «درک یکدیگر» را از ما گرفته است، مردان و زنان نمی‌توانند یکدیگر را درک کنند. مردسالاری بیان احساساتمان را از ما گرفته، مردسالاری ما را زیر سلطه مداوم خودش درآورده است. ما را آن‌گونه که می‌خواهد ساخته است نه آن‌گونه که می‌خواهیم.

مرد مجبور است گریه نکند، احساساتش را بیان نکند، با زنان به گونه‌ای رفتار کند که برچسب زن ذلیل به او نخورد. این قطعاً برابر با ظلمی که به زنان می‌شود نیست. ما شاهد ظلم آشکار و هر روزه مردسالاری به زنان هستیم، اما اینجا می‌توانیم تأکید کنیم که مردسالاری مردان را نیز از آن چیزی که باید تهی کرده است. از انسان بودنشان تهی کرده است و ما باید این نقش را به کلی اجرا کنیم تا مبادا برچسب‌ها به ما بخورد. تا مبادا از جامعه طرد شویم. تا مبادا ناهنجار باشیم و دیگرانی که ظلم می‌کنند و ستم می‌ورزند هنجار باشند.

ما با نظامی مواجه هستیم که همه را از آنچه باید تهی کرده. این پاسخ کاملی است به این‌که چرا ما با این نظام مقابله می‌کنیم. آزاد زیستن، آزاد بودن‌، انسان بودن بدون این‌که ما مقابله کنیم با تمامی سیستم‌هایی که بین ما و خواست‌هایمان فاصله می‌اندازد ممکن نیست. اما همواره این سوال مطرح بوده و هست که آیا مردان هم می‌توانند فمینیست باشند؟ یا تنها حامیان جنبش‌های فمینیستی هستند؟ برخی معتقدند مردان نمی‌توانند فمینیست باشند، چون تجربه زیست زنانه ندارند، چون نمی‌توانند مثل زنان سلطه در زندگی را احساس کنند، چون احساس زنانه ندارند، چون مشکلات زنان را از از نزدیک نه دیده‌اند و نه درک کرده‌اند، پس نمی‌توانند فمینیست باشند.

دقیقاً این است که مردان نمی‌‌توانند مثل زنان تجربه کنند، مردان تجربه زیست زنانه را ندارند، اما اگر تعبیر ماجرا را از یک ماجرای مردانه زنانه ببریم روی نابرابری‌های جنسیتی، متوجه می‌شویم که مردان هم نتوانسته‌اند انسانی زندگی کنند و مردان هم جور دیگری زندگی کرده‌اند به این خاطر، معتقدم که ما مردان برابری‌خواه تنها حامیان جنبش زنان نیستیم. ما نقش یک روحیه دهنده را بازی نمی‌کنیم. ما نقش فرعی‌ای نداریم. ما هوادار نیستیم، نیروهای پشتیبان نیستیم و هیچ‌گاه نخواستیم این نقش را بپذیریم. عبارت «حامیان جنبش زنان»، مردان را در نقش انفعالی قرار می‌دهد.

مردان برابری‌خواه بخشی لاینفک و جدایی‌ناپذیر از جنبش زنان هستند. در شرایطی که فمینیست بودن تابو است و تابوی بسیار زشتی هم هست، در جامعه‌ای که حتی به زنان می‌آموزد فمینیست ‌ها را طرد کنند، مردان برابری‌خواه تأکید می کنند که ما فمینیست هستیم و حاضرند برای این هر هرینه‌ای بپردازند تا ثابت کنند که همواره نه حامی حقوق زنان که به دنبال حقوق زنان هستند و خواهند بود

img_13712

سومین سخنران این مراسم شهلا انتصاری از فعالین جنبش زنان و جنبش کارگری بود، وی موضوع ستم مضاعف بر زنان کارگر و طبقات محروم را برای سخنرانی برگزیده بود. شهلا انتصاری ضمن اعلام این موضوع که خواسته ها ی زنان کارگر با تاریخچه 8 مارس پیوند تنگاتنگی دارد گفت: » ۱۰۲ سال پیش، زنان نیویورک به خیابان ریخته و دست به راهپیمایی و تظاهرات زدند. زن‌ها پلاکاردهایی در دست داشتند که مطالبات و خواسته‌هایشان را مطرح می‌کرد. وقتی به آن خواسته‌ها نگاه کنیم، می‌بینیم اولین خواسته‌های آن‌ها، بهبود وضعیت کار و به رسمیت شناختن حقوق اجتماعی‌شان و برابری خواهی بوده. ۱۰۲ سال پیش زنان در خیابان‌های نیویورک فریاد می‌زدند: «دستمزد کافی، کاهش ساعت کار، ممنوعیت بهره‌کشی از کودکان». و این حرکت بنایی برای برگزاری گردهمایی‌ها در سال‌های آتی برای هشت مارس شد.

امروز بعد از یک قرن وقتی به این مطالبات و خواسته‌ها برمی گردیم، می‌بینیم که در کشور خودمان این مطالبات هنوز جزو مطالبات ماست، یعنی در این‌جا هنوز مسأله کاهش ساعات کار را داریم، هنوز مشکل برابری اجتماعی و بهره‌کشی از کودکان داریم.

باید ببینیم این از چه ناشی می‌شود؟ امروزه شاهد هستیم کشورهایی که مجری سیاست‌های صندوق جهانی و بانک جهانی پول هستند، نوید زندگی بهتر و بهبود شرایط را تحت جهانی‌سازی می‌دهند، در صورتی که می‌بینیم از طریق تعدیل اقتصادی، و خصوصی‌سازی چه چیزهایی را برای مردان و زنان و به خصوص برای زنان به ارمغان آوردند. زنان در حقیقت کم‌ترین قدرت و بیشترین مسئولیت را در جامعه دارند و بیشترین لطمه را از سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی می‌خورند. بار مضاعف تعدیل اقتصادی به دوش زنان است، وقتی کارخانجات ما تعطیل می‌شود، وقتی واحدهای تولیدی ما تعطیل می‌شود، اولین گروهی که در معرض اخراج‌اند زنان هستند، به این دلیل که با این شعار، با این ترفند و با این بهانه که چون مردها نان‌آور خانه هستند و سرپرست خانواده هستند باید اولویت را به استخدام آن‌ها داد، زنان، اولین گروه اخراجی هستند.

تعطیلی این کارخانجات چه چیزی را به دنبال خودش دارد؟ گسترش بازارهای غیر رسمی کار که چه ناامنی و فقری را در میان زنان دامن می‌زند، به شکلی که زن‌ها مجبور می‌شوند در کارگاه‌های کوچکی که اصلاً زیر شمول قانون کار نیست و از هیچ‌گونه امکانات رفاهی برخوردار نیستند و قراردادهای موقت و غیر رسمی و پاره وقتی را که با زن‌ها می‌بندند، مشغول به کار بشوند. خود این مسأله تبعات دیگری را در بر دارد، زن‌ها در محیط‌هایی که هیچ نظارتی حتی آن نظارت نیم‌بند دولت هم بر آن‌ها نیست، آزارهای جنسی و جسمی می‌بینند؛ زیر تیغ نگاه‌های آلوده‌ای هستند که می‌خواهند از آن‌ها سوء استفاده بکنند. مسأله مهم این است که وقتی مورد این آزارهای جنسی و حتی جسمی قرار می‌گیرند و خشونت‌های پنهان و آشکار می‌بینند، اگر زنی یا زنانی تلاش کنند به نوعی این را پیگیری بکنند و یا حقوق خودشان را اثبات کنند،نهایتا باز این زن است که مقصر شناخته می‌شود، و هیچ پناهگاهی و نظارت قانونی در این موارد وجود ندارد. البته می‌توانیم بگوییم بی‌انگیزگی خود زنان هم موثر است، این بی‌انگیزگی هم بازتولید آن جامعه سرمایه‌داری است.

اغلب زنان شاغل، آرزوی خانه داری و دور از بازار کار را دارند، در صورتی که این نگاه، این تفکر، خودش باز‌تولید همان چرخه‌ی معیوبی است که در جوامعی مثل جوامع ما که واقعاً روابط کاری و نیروهای کاری در آن تناسب و هارمونی خاصی ندارند، اتفاق می‌افتد. زنان روستایی نیز که ساعت‌های طولانی در مزارع خانوادگی مشغول کار طاقت‌فرسای کشاورزی هستند و دستمزدی که در ازای آن می‌گیرند، ناچیز است، حتی از حقوق‌ بسیار کمتری از فرزندانشان در خانواده برخوردارند و در وضعیت فرو‌دستی هستند. همچنین در شهرهای بزرگ، مسأله زنانی را داریم که در عین حال که در بیرون از خانه کار می‌کنند، همزمان کار خانگی هم انجام می‌دهند. به دنبال افزایش همان کارگاه‌های غیر رسمی، به خصوص با این طرح خصوصی‌سازی، کارهای مونتاژ، عروسک‌سازی‌ و…گسترش می یابند که این به دنبال خودش مشکلاتی را برای زن‌ها به وجود می‌آورد، یعنی زن‌ها از یک کار تخصصی در یک واحد تولیدی که پروسه‌ای برای ارتقای شغلی و پیشرفت است، به حد مونتاژ کار و یک بسته‌بند نزول پیدا می کنند و باقی می مانند. خود این مساله باز به بی‌انگیزگی زنان دامن می‌زند.

از سویی دیگر اگر کارخانه‌ای، واحد تولیدی، مرکزی‌ پیدا شد که بخواهد کارگر یا کارمندی را استخدام کند، اولویت استخدام همیشه با زنان و یا دخترانی است که مجرد هستند یا فرزند ندارند، برای این‌که کارفرما طبق همین قوانین نیم‌بند کار، موظف است در کنار کارگاه خود، شیرخوارگاه و یا مهد کودک داشته باشد، پس ترجیح می‌دهد زن‌های مجرد یا زنانی را که بچه ندارند،استخدام کنند. یا حتی در بعضی جاها دیده شده از زن‌ها تعهد گرفته‌اند که نباید بچه‌دار بشوند و اگر بچه‌دار شدند باید کارشان را ترک کنند. هر چقدر این مسیر را جلوتر برویم‌، می‌بینیم که بعد از ۱۰۲ سال، نه تنها آن مطالبات را هم‌چنان داریم، بلکه در حقیقت در مورد چیزهایی که خود قانون، موارد قانونی‌ای که خود قانون تصریح کرده هم مشکل داریم.مواردی مثل ضرورت احداث مهد کودک و شیر خوارگاه در کنار مراکز تولیدی.

تا زمانی که نیروی کار در بازارهای کار دگرگون نشود، نمی‌توانیم سخنی از تحقق عدالت اجتماعی و برابری جنسیتی و نابودی فقر بگوییم. کسانی که مبارزه می‌کنند و کسانی که در جنبش‌ها در جامعه فعال هستند، در حقیقت بسترساز و زمینه‌ساز برای پیگیری این مطالبات هستند، ولی تا زمانی که زنان نتوانند در اقتصاد جایگاه برابر بدون هیچ‌گونه اگر و اما و تبصره داشته باشند، از برابری جنسیتی به طور کامل نمی‌شود سخن گفت

img_13771

در ادامه مراسم گرامی داشت 8 مارس، پس از پذیرایی و پخش یک ویدیو کلیپ از کمپین یک میلیون امضا، حضار به طرح سوال از مهمانان مراسم پرداختند. یکی از سوال‌هایی که مطرح شد این بود که وقتی جامعه‌شناسی و روان‌شناسی مسایل رو در نظر می‌گیرید، قسمت اعظم ظلم به زنان به خودشان برمی‌گردد. می‌خواهم بدانم این مسأله در کردستان چقدر صادق است؟

پروین ذبیحی در پاسخ به این سوال گفت: مثل همه جای دیگر، زنان به خودشان ظلم می‌کنند. یک رقابت فشرده بین زنان وجود دارد، یعنی اگر من نوعی بخواهم در کارم موفق باشم باید با زن همکارم، خواهرم، مادرشوهرم، جاری و هر زن دیگری رقابت کنم. و مسأله دیگر این‌که پدیده‌ای مثل ختنه از طریق خود زن‌ها نسل به نسل اعمال می‌شود. و مادر است که دختر را برای ختنه می‌برد. اما من این را مربوط به آموزش و آموزه‌های جامعه مردسالار می‌دانم. یعنی نهادها و فرهنگ‌ که در خدمت جامعه مردسالار هستند به من یاد می‌دهند که یک زن مراقبت کننده باشم، و به جای این‌که با شرایط موجود مبارزه کنم، با یک زن به رقابت بپردازم. ظلم‌پذیری زنان به مناسبات جامعه مردسالار برمی‌گردد.

شهلا انتصاری در جواب به همین سوال گفت: فکر می‌کنم اساساً در تعریف طبقات و در تعریف ظلم و در جامعه‌ای مثل جامعه ما که مشکلاتش ساختاری و ناشی از روابط سرمایه‌داری است، چیزی به عنوان فرهنگ مردسالارانه نمی‌تواند جنبه علمی داشته باشد، ممکن است مردهای بیشتری در تصمیم‌گیری‌ها باشند ولی چیزی که می‌تواند آن چرخه معیوب آن فرهنگ سنتی را و در حقیقت ظلم یا فرودست و فرادست بودن عده‌ای را بر عده‌ی دیگر بگذارد، همانا مناسبات سرمایه‌داری و رابطه نیروی کار و روابط تولیدی است، و جامعه مردسالار هم بخشی از این نظام طبقاتی است. اصلاً ما در تعاریف اجتماعی و جامعه‌شناختی چیزی به عنوان جامعه مردسالار نداریم. جامعه‌ای داریم که طبقاتی است، جامعه‌ای داریم که سوسیالیستی است، جامعه‌ای داریم که منافع جامعه عاید همه می‌شود، جامعه‌ای داریم که اقلیتی بر اکثریتی حکومت می‌کنند. فکر می‌کنم این به مناسبات سرمایه‌داری در کشور ما برمی‌گردد.

در ادامه، شرکت کننده‌ی دیگری پرسید: آیا تا زمانی که دیه زن نصف مرد هست، جای این است که فریاد بزنیم شرایط کاری برابر می‌خواهیم؟ و این‌که فکر می‌کنم اگر مادران ایرانی طی برنامه طولانی‌مدت برای حفظ حقوق خویش آموزش ببیند شاید در آینده زنان و مردانی با حق برابر داشته باشیم، منظورم این است که خود ما زن‌ها نیاز به پاکسازی ذهنی داریم.

شهلا انتصاری در پاسخ به این سوال توضیح داد: همان‌طور که در صحبت‌‌هایم گفتم وقتی از ظلم به زنان کارگر صحبت می‌کنیم، برای این است که به بخشی از زنان جامعه بپردازیم ولی این به آن معنا نیست که تا زمانی که مسأله اقتصادی جامعه، یا روابط سرمایه‌داری در جامعه تغییر نکرده است همچنان ساکت بنشینیم و هیچ‌گونه فعالیت و مبارزه‌ای نکنیم، کما این‌که فعالیت طبقات و اقشار مختلف مردها و زنان در هر عرصه، شغل و جایگاهی که هستند می‌تواند زمینه‌سازی برای تمرین و رشد دموکراسی در جامعه ما باشد.

img_13322

توضیح دادم اگر می‌خواهیم عدالت اجتماعی برقرار شود که عدالت اجتماعی همانا برابری جنسیتی چه در قوانین و چه در اقتصاد و اجتماع هست، در اثر از بین رفتن این روابط سرمایه‌داری است. ولی این نیست که من منتظر بنشینم که وضعیت طبقاتی جامعه حل شود، تا بعداً فعالیت کنم.

تلاش ما منجر می‌شود که وقتی تبادل تجربه می‌کنیم، اول خودمان آگاه شویم . دوم باعث می‌شود که در جامعه فرهنگ‌سازی شود، ذهن و نگاه جامعه به مسایل آشنا شود، همان چیزی که الان در کردستان دوستمان توضیح دادند. سوم این‌که ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که مشکل در دموکراسی و آزادی داریم و آزادی و دموکراسی هم یک شبه نازل نخواهد شد، ما نیاز داریم که این دموکراسی را تمرین کنیم و پرورش بدهیم تا بتوانیم به آن هدف نهایی برسیم. این‌ها مثل حلقه‌های زنجیر هستند که به هم مربوط هستند و در یک پروسه طولانی باید اتفاق بیفتد. من که زن هستم برای پیگیری مسایل قانونی و حقوقی زنان، کسی که کارگر است برای پیگیری سندیکا، یا یک معلم و پزشک برای حق و حقوق خودش در انجمن صنفی، و این‌ها در کنار هم می‌تواند به بهبود شرایط جامعه کمک کند.

سوال دیگری از امیر یعقوب‌علی پرسیده شد که اگر چین هم نابرابری حقوقی کارگر را دارد، چه الگویی پیش روی ماست؟

امیر یعقوب‌علی توضیح داد: آیا زمانی که جامعه بشری روابط برده‌داری را کنار گذاشت، الگویی در مقابلش بود؟ زمانی بدون الگو شروع کرد. آیا اول در قسمتی از زمین اعلام کردند که ما دیگر برده‌دار نیستیم و بعد همه آن را الگوی خود قرار دادند و حرکت کردند که برده‌داری را لغو بکنند؟ اصلاً آیا تمامی تغییرات در دنیا براساس الگوهای حاضر و با مهندسی اجتماعی صورت می‌گیرد؟ آیا تغییرات قابل پیش‌بینی است؟ آیا نتایجشان قابل پیش‌بینی است؟ آیا می‌توانیم بپرسیم زنان در دنیای سوسیالیستی فردا چه شرایطی دارند؟ اصلاً آیا می‌توانیم این را بدانیم؟ فکر می‌کنم مشکل این نگاه اینجاست که فکر می‌کند اولاً تغییرات مهندسی شده است یعنی ما تصمیم می‌گیریم از نقطه «آ» حرکت کنیم و به نقطه‌ی «ب» برسیم، حتماً از نقطه «آ» حرکت می‌کنیم و حتماً به نقطه‌ی «ب» می‌رسیم. در حالی که در لحظه‌ای که حرکت می‌کنید هم سوژه تغییر کرده هم ابژه. معنی ندارد که فکر کنیم از اینجا که حرکت کردیم همه چیز ثابت می‌ماند تا ما به نقطه‌ای که می‌خواهیم برسیم. چین الگوی جهان بهتری نیست، شوروی دیروز هم نبوده است، قطعاً از نظر بنده آمریکا هم نیست. جهان برابرتر، جهان انسانی‌تر نیازمند الگوهای موجود زمینی نیست، قطعاً زندگی در کشوری مثل سوئد، از زندگی در ایران مطلوب‌تر است، قطعاً مناسبات اجتماعی و اقتصادی در آنجا از اینجا انسانی‌تر است اما آیا مطلوب من کشوری مثل سوئد است؟ قطعاً ارزش‌هایی هست که برای کسانی که مدافع تغییر مناسبات هستند اولویت دارد اما آن ارزش‌ها نیازمند الگوهایی قابل اشاره نیست، آن‌ ارزش‌ها در جاهایی بیشتر متحقق شده در اینجا کمتر. من به برابری انسان‌ها اعتقاد دارم، در حالی که خودم باور دارم برابری صد درصد انسان‌ها هیچ‌وقت ممکن نیست، اما همیشه دارم به آن سمت حرکت می‌کنم. متحقق می‌شود یا نمی‌شود، نمی‌دانم. در زمانی که من زنده‌ام متحقق می‌شود یا نه، نمی‌دانم. وظیفه‌‌ام، کارم و فکر می‌کنم دلیل زندگی کردنم، تغییر وضعیت موجود به سمتی است که فکر می‌کنم ایده‌آلم است و اصلاً برایم مهم نیست که چقدر آن متحقق می‌شود.

شهلا انتصاری در ادامه توضیحات یعقوب‌علی بیان کرد:

یکی از فعالان محیط زیست که گشت و گذار فراوانی در کشورهای جهان داشت در پاسخ به اینکه کدام کشور را دیدید که مترقی‌ترین قانون را درباره‌ی زنان داشته باشد، جواب دادند که اتحاد جماهیر شوروی سابق. دقیقاً در تمام عرصه‌ها زنان و مردان با هم برابربودند. زمانی که انقلاب اکتبر صورت گرفت در تمام محله‌ها دادگاه‌های خانواده با زنان قاضی و مشاورین زن گذاشتند که به زن‌ها در مسایل خانواده کمک کنند. ولی زن‌ها کتک می‌خوردند اما به دادگاه‌ها مراجعه نمی‌کردند، ۱۵ تن از زنان مسئول آن دادگاه‌ها در یک شب ترور شدند. چون زمینه‌های آگاهی و دموکراسی آماده نشده بود.

و پروین ذبیحی در ادامه افزود: در تکمیل گفته‌های ایشان می‌گویم، ما با کردستان عراق همجوار هستیم که مدعی یک حکومت حداقل نیمه‌دموکراسی هستند، خیلی از فعالین زن در آنجا ترور شدند یا فرار کردند. به قسمت فعالین زن دفتر حزب کمونیست عراق حمله شد که چند نفر کشته شدند و خیلی‌ها هم فرار کردند. ولی زمینه کار در آنجا خیلی بهتر از اینجاست.

img_12686

یک‌سری تحقیقات میدانی درباره مشکلات زنان انجام شده است. طبق تحقیقی که من کردم، و در کتاب‌ «قربانیان ناموس‌پرستی» نوشته ساکار احمد‌، از سال ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۲ آمار ۵۰۰۰ قتل ناموسی و زنان خودسوخته داده بود. اما در آماری که من نگاه کردم الان بیشتر از گذشته و در زمان صدام، قتل ناموسی یا خودسوزی رخ می‌دهد. مسأله این است که هنوز خیلی چیزها عوض نشده است.

در پرسشی دیگر یکی از پرسش‌کنندگان بیان کرد: «فکر می‌کنم به ضرر جنبش باشد که تقسیم‌بندی‌هایی مثل جامعه سوسیالیستی، لیبرالیستی یا سرمایه‌داری انجام دهند، و جامعه ایران مشمول هیچ یک از این تعاریف نیست و با ملغمه‌ای از هر کدام به یک‌سری اصول اسلامی می‌رسد، فکر می‌کنم با این تقسیم‌بندی‌ها انشقاق ایجاد می‌کنند و وحدت را از بین می‌برند و حمایت برخی افراد را از دست می‌دهند

زهره اسدپور به عنوان مجری این مراسم، در توضیح این مسأله بیان کرد که قطعاً مهمان‌ها نظر خودشان را مطرح می‌کنند و در این جنبش، گرایش‌های مختلفی وجود دارد. این گرایش‌های متنوع در کمپین از مذهبی متعصب تا غیرمذهبی سکولار و از لیبرال تا مارکسیست هست. و این به نظر من نشانه‌ی قدرت جنبش زنان هست که توانسته است تفکرات مختلف را جذب کند. و قطعاً مهمانان ما انعکاس‌دهنده نظرات کل جنبش زنان نیستند و نظرات شخصی خودشان را که نظرات بخشی از جنبش زنان هست ارایه می‌کنند. و این فرق جنبش با یک حزب یا سازمان است.

امیر یعقوبعلی در جواب یکی از مهمانان حاضر در مراسم که سخنان مطرح شده را دارای نگاه ایدئولوژیک می‌دانست، توضیح داد: فکر می‌کنم صحبت درباره‌ی کردستان هیچ نکته‌ی ایدئولوژیکی نداشت، بیان واقعیات کردستان بود. اگر نقدی به خود گفته‌ها هست، باید گفته شود. درباره‌ی زنان کارگر هم که خانم انتصاری صحبت کردند، باز در مورد ظلم مضاعفی است که به زنان کارگر می‌شود که لیبرال‌ها هم به آن معتقدند، چه برسد به کسانی که خودشان را مارکسیست یا سوسیالیست می‌دانند. ممکن است بنده برچسب چپ داشته باشم و فکر نمی‌کنم در مورد بحث مردان فمینیست که صحبت کردم این موضوع را دخالت داده باشم و اگر دخالت هم داده باشم، به هر حال هیچ گفتاری خالی از بینش‌های پیشینی نیست. من که نمی‌توانم غیر ایدئولوژیک صحبت کنم ، نداشتن ایدئولوژی خودش یک ایدئولوژی است. ایدئولوژی‌زدایی یک ایدئولوژی است.

اما در مورد عدم دخالت در مسایل سیاسی توسط جنبش زنان؛ کار جنبش زنان، اجتماعی است چون پایه‌ی آن اجتماعی است اما این به این معنی نیست که به سیاست کاری ندارد، نمی‌شود بگویید که فرد فرد، نظر سیاسی داشته باشید اما جمع که شدید مطالبه سیاسی نداشته باشید. هر کسی در هر نقطه‌ای گفته جنبش زنان هیچ مطالبه سیاسی ندارد حرف اشتباهی زده، به نظر من از قضا بخش زیادی از مطالباتش سیاسی است. کمپین یک میلیون امضا، مطالبات حقوقی دارد. اینجا کسی هست که مدعی باشد این مطالبات حقوقی با ساختار سیاسی بی‌ارتباط باشد. خیر، چرا که ساختار حقوقی از ساختار سیاسی منفک نمی‌شود، چون ساختار حقوقی از ساختار اقتصادی منفک نمی‌شود. به نظر من از قضا فرق جنبش با حزب این است که در جنبش، افراد با افکار و ایدئولوژی‌های مختلف در کنار یکدیگر به صورت همبسته دنبال مطالبات مشخص می‌گردند، تا یک جایی با هم همراه هستند لحظه‌ای که کمپین یک میلیون امضا تمام شد، عده‌ای ممکن است بگویند ما به مطالباتمان رسیدیم و تمام، اما بعضی بگویند نه این کف مطالبات ماست، حالا مطالبات دیگری داریم و ادامه خواهیم داد.

نگاشته شده توسط: changerasht | آوریل 15, 2009

فقر زنانه / سحر روان

در حال حاضر ۳/۱ میلیارد نفر در دنیا با روزی کمتر از یک دلار زندگی می‌کنند که هفتاد درصد آنان را زنان تشکیل می‌دهند. در سطح جهانی زنان به طور میانگین ۵۰ درصد مردان درآمد دارند. و به گفته‌ی دبیر کل سابق کمیسیون سازمان ملل در حالی که زنان پنجاه درصد جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند اما یک سوم نیروی کار محسوب می‌شوند و یک دهم درآمد جهان و تنها یک صدم مالکیت املاک را دارا هستند.

در جامعه ما نیز طیف وسیعی از زنان با انواع فقر دست به گریبانند. ۸۸ درصد درآمد کشور در دوره زمانی ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵ متعلق به مردان بوده است. (دفتر امور فرهنگ و جوانان معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری) این به دلیل جایگاه و موقعیتی است که زنان در جامعه به عنوان یک «زن» دارند. چنین جایگاهی همواره زن را در شرایطی بالقوه فقرزا قرار می‌دهد، چرا که نقش زنان در روابط اقتصادی نقشی فرعی فرض شده و اساس روابط اقتصادی حول محور مرد تنظیم می‌شود؛ و قانون هم با مسئول مطلق دانستن مرد در قبال تأمین معاش خانواده و وادار کردن زنان به خانه‌نشینی و نفقه‌گیری با تشویق یا تهدید از آن حمایت می‌کند.

e1در این شرایط حتی اگر زن زیر سایه پدر یا شوهر از وضعیت خوب اقتصادی بهره‌مند باشد اما باز در خطر بالقوه فقر قرار دارد زیرا به محض آن‌که فرد مذکر خانواده به هر دلیلی حمایت مالی خودش را از زن قطع کند، وی به جرگه زنان فقیر می‌پیوندد که همین موضوع ناامنی دائمی میان زنان ایجاد می‌کند و از طرفی همین وابستگی مقدمه تبعیض‌های فراوانی است که به زن در چهار چوب خانه اعمال می‌شود.

دختران زیادی هر سال به امید داشتن آینده‌ای بهتر و مستقل‌تر ادامه تحصیل داده و بیش از ۶۰ درصد پذیرفته‌شدگان دانشگاه را تشکیل می‌دهند. اما همین زنان برای پیدا کردن شغل مناسب و متناسب با تخصص خود با مشکلات زیادی روبه‌رو هستند تا آنجا که طبق اعلام مرکز آمار ایران ۷/۸۸ درصد نرخ بیکاری در شهر‌ها و ۴/۵۹ درصد نرخ بیکاری در روستاهای ایران متعلق به زنان با تحصیلات عالی یا متوسط است.

اما وضعیت زنان شاغل چگونه است؟ آیا آنان حداقل از فقر اقتصادی به دورند؟ واقعیت این است که این زنان هم در مقایسه با مردان همتراز خود فقیرند!… زیرا نه تنها دستمزد و مزایای کمتری دارند بلکه بیشتر در معرض اخراج از کار قرار دارند. از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵ بیکاری مردان ۲۸ درصد کاهش یافته در حالی که بیکاری زنان ۵/۱ درصد رشد کرده است. (دفتر امور فرهنگ و جوانان معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری)

زنان بیشتر در مشاغل کلیشه‌ای که به مشاغل زنانه معروفند به کار گرفته می‌شوند. مثل منشی‌گری ،فروشندگی، مونتاژکاری‌، پرستاری و‌… کارهایی که نیاز به تخصص و مهارت کمتری دارد و امکان دسترسی کمتری به منابع ثروت، قدرت و پیشرفت را برای آن‌ها فراهم می‌کند. زن چه در بیرون از خانه شاغل باشد و چه نباشد، چه سرپرست خانوار باشد و چه نباشد، تمامی مسئولیت کار خانه را بر عهده دارد. کار تمام نشدنی که به اصطلاح کار خانگی گفته می‌شود. کاری که ساده و سطحی و در نتیجه کم‌ارزش و بی‌مزد تلقی می‌شود.

فقر زنان به فقر مادی منحصر نیست بلکه فقر فرهنگی‌، فقر حرکتی‌، فقر آموزشی‌، فقر بهداشتی و… نیز بر فقر اقتصادی افزوده می‌شود و دستاویزی برای ظلم مضاعف به زنان می‌شود و از طرفی همین تبعیض‌ها تشدید کننده فقر در همه عرصه‌ها‌ست. در کنار این دلایل وضع نابسامان حمایت‌های اجتماعی و رفاهی از زنان و قوانین تبعیض‌آمیزی که زنان را چه از نظر مادی و چه از نظر معنوی هرچه بیشتر به مردان وابسته می‌کند موجب می‌شود فقر هر روز چهره زنانه‌تری به خود بگیرد.

از مطالب نوشته شده در بروشور هشتم مارس کمپین رشت

nine_arrested_with_caption2

تغییر برای برابری ـ ظهر ششم فروردین، بیش از ۱۰ نفر از اعضای کمپین یک میلیون امضا در خیابان سهروردی تهران بازداشت شدند.

قرار بود پنج‌شنبه، جمعی از اعضای کمپین و چند نفر از مادران صلح برای عرض تبریک سال نو به دیدن خانواده برخی از زندانیان و همچنین خانواده دکتر زهرا بنی‌یعقوب به منزل آنان بروند. به این منظور دقایقی بعد از ساعت دو و نیم بعد از ظهر هنگامی که همگی سر قرار، ابتدای خیابان سهرودی جنب پل سید خندان، حاضر شدند و قصد حرکت داشتند توسط مأموران نیروی انتظامی بازداشت و به کلانتری نیلوفر منتقل شدند.

به گفته خانواده‌ها، خدیجه مقدم، فرخنده احتسابیان، دلارام علی، لیلا نظری، محبوبه کرمی و از مردان کمپین؛ علی عبدی، امیر رشیدی، محمد شوراب، آرش نصیری اقبالی و چند نفر دیگر از جمله بازداشت شدگان هستند.

یکی از حاضران در این خصوص به تغییر برای برابری گفت: «با تعدادی از دوستان قرار گذاشته بودیم برای بازدید و تبریک سال نو به دیدار خانواده‌های زندانیان برویم. به محل قرار که رسیدیم ون نیروی انتظامی با تعدادی از افراد لباس شخصی در حال عکس و فیلم گرفتن از ما و پلاک ماشین‌هایمان بودند. اتومبیل ما زودتر راه افتاد. در مسیر بودیم که دوستان‌مان خبر دادند که آن‌ها را بازداشت کرده می‌خواهند به کلانتری نیلوفر منتقل کنند.»

همچنین اطلاعات دریافتی از خانواده‌های ۱۲ نفر از اعضای کمپین و مادران صلح که بازداشت شده‌اند حاکی از آن است که قاضی متین راسخ، با تفهیم اتهام اخلال در نظم عمومی و تشویش اذهان برای این افراد قرار کفالت پنجاه میلیون تومانی صادر کرده و تمامی بازداشت شدگان پس از بازجویی در کلانتری نیلوفر به زندان اوین منتقل شده‌اند.

بازداشت شدگان که طی تماس تلفنی با خانواده‌های خود این موضوع را به اطلاع ایشان رسانده‌اند، گفته‌اند قرار کفالت تنها با فیش کارمندی پذیرفته خواهد شد، اما مدت کوتاهی پس از این تماس قاضی پرونده، شعبه یکم بازپرسی ویژه امنیت واقع در جنب زندان اوین را ترک کرده است.

خانواده‌های بازداشت شدگان که تا آخرین ساعات پنج‌‌شنبه در مقابل کلانتری‌های گلوبندک، نیلوفر، بازداشتگاه وزرا و زندان اوین سرگردان بوده‌اند همچنین می‌گویند که فرصت چندانی برای پیدا کردن ضامن کارمند نداشته و با توجه به تعطیلی آخر هفته در عمل هرگونه پیگیری تا شنبه ‌بی‌نتیجه خواهد بود

نگاشته شده توسط: changerasht | مارس 14, 2009

تکه‌های اعتراض / نینا وباب

گزارشی از تهیه چهل‌تکه در اعتراض به خشونت‌های ناموسی در کردستان

پدری شکاک دختر ۱۴ ساله‌اش را خفه کرد، پدر سنگدل دخترش را سنگسار کرد، زنی جوان قربانی سوء ظن شوهر، قتل به بهانه‌ی آبروی خانوادگی… نمی‌شود روزنامه‌ای را ورق نزد، سایتی را باز نکرد، خبرها را مرور نکرد و نوشته‌هایی با چنین تیترهایی ندید. بهانه‌ی قتل زنان، آزار آنان، کتک و تهدید و تحقیرشان در همه جای جهان یکسان است. تفاوتی ندارد در آفریقا، آسیا یا حتا دنیای مدرن اروپا یا آمریکا باشی، هستند این بهانه‌ها و هستند زنانی که قربانی این بهانه‌ها ‌شوند، تنها تفاوت در آمار است، جایی کمتر و جای دیگری بیشتر. طبق آمار رسمی، در ایران ظرف هفت ماه از سال ۸۷، ۵۰ قتل ناموسی رخ داده که نه تنها مربوط به مناطق دور از مرکز و بومی‌نشین که در شهرهای بزرگ هم اتفاق افتاده است.

در روزهای پایانی تابستان، چند قتل ناموسی در مریوان اتفاق می‌افتد، ذهن فعالان مدنی و حتا مردم مریوان درگیر این قتل‌ها می‌شود. اما با قتل فرشته نجاتی، دختر ۱۸ ساله‌ای که به دست پدرش کشته شد، نگاه‌ها تیزتر و حساسیت‌ها بیشتر می‌شود، آن‌قدر که تظاهراتی با تحویل گرفتن جسد فرشته از پزشکی قانونی با حضور نزدیک به ۲۰۰۰ نفر از مردم مریوان شکل می‌گیرد. بیانیه خوانده می‌شود، به خلأ حمایتی قانون از زنان و حتا پشتوانه قانونی و سیستماتیک از قتل‌های ناموسی اعتراض می‌شود. فعالیت «کمیته‌ی علیه خشونت‌های ناموسی» بیشتر می‌شود. کارگاه‌هایی گذاشته می‌شود، صدای اعتراض بلندتر می‌شود اما قتل زنان به بهانه‌ها‌ی ناموسی متوقف نمی‌شود.‌ قانونگذاران چاره‌ای نمی‌اندیشند و مسئولان از کنارش می‌گذرند.

img_10731قتل‌ها، خبرها و سکوت قانون، بهانه‌ای می‌شود تا ایده‌ی درست کردن چهل‌تکه‌ای در اعتراض به قتل‌های ناموسی به ذهن سارا، دانشجوی ۲۴ ساله برسد. سارا می‌گوید: «موضوع کنفرانسم برای جلسات هفتگی، هنر فمینیستی بود، دنبال مطالب برای کنفراسم می‌گشتم که کارهای جمعی که زنان برای هنر فمینیستی می‌کردند، نظرم را جلب کرد و یکی از آن‌ها چهل‌تکه بود. و خب فکر کردم که از طریق کار هنری می‌شود به واکنش‌های خیلی جالبی به خیلی چیزها نشان داد. بعد از خواندن خبر تشکیل کمیته برای قتل‌های ناموسی در کردستان، تقریباً اولین چیزی بود که احساس کردم از طریق چهل‌تکه می‌شود واکنش نشان داد.»

وقتی که سارا ایده‌اش را با بچه‌ها در میان ‌می‌گذاشت تصور روشنی نداشت. ساعت‌ها حرف زدند و طرح دادند. یکی می‌گفت هم زن و هم مرد توی این کار مشارکت کنند، اما منطق یکی دیگر می‌گفت که خشونت علیه زنان را تنها زن می‌تواند با تمام وجود لمس کند و فقط از زنان، طرح بگیرم. بعضی‌ها حرف از کولاژ و کار گرافیکی و اثر هنری و بچه‌های هنر می‌زدند اما دیگری در جواب استدلال می‌کرد که بیان خشونت مهم‌تر از اثر هنری است، می‌گفت گل‌دوزی و نقاشی‌های ساده و همین چیزها باشد. ساعت‌‌ها حرف و رفت و آمد به گالری‌ها و تماس با آدم‌های مختلف، شباهت چندانی به پیش‌بینی‌های ما نداشت. سحر می‌گوید: «با چند نفر که با بچه‌های گرافیک ارتباط داشتند، حرف زدیم تا از آن طریق کار را به آن‌ها معرفی کنیم. برعکس تصور خودم کسانی که از قبل خیلی رویشان حساب کرده بودیم که حتماً کمک می‌کنند یا طرحی می‌دهند، بهانه می‌آوردند که اوضاع امنیتی خیلی خراب است و از همین حرف‌ها و کار را انجام ندادند. در حالی که چنین کاری اصلاً خطری نداشت و حتا اسم کسانی که طرحی می‌آوردند، مطرح نمی‌شد. ولی بچه‌های دیگری که خیلی انتظار نداشتیم با صمیمیت کار کردند و بعضی‌ها ده، یازده نمونه دادند که از بین آن‌ها یکی را انتخاب کردیم.»

صحبت با آدم‌های مختلف، گالری‌دارها، نقاشان و زنان خانه‌دار دست به دست بچه‌ها می‌چرخید هر بار یکی مسئولیتش را قبول می‌کرد. از سعیده، مرضیه، فاطمه و سحر بگیر تا بقیه که وقت می‌‌گذاشتند و حرف می‌زدند. سعیده می‌گوید: «با چند تا از هنرمندان صحبت کردم و عکس‌العمل‌ها متفاوت بود. بعضی شاگردانشان را معرفی کردند اما بعضی می‌گفتند که زمان می‌برد و باید روی این موضوع کار کرد تا اثری خوب دربیاید. اما کلاً گالری‌دارها و هنرمندان کمک چندانی نکردند. هرچند به نظر من نیازی نبود که کار چندانی صورت بگیرد چون هدف ما این بود که تصویری که از ناخودآگاه و برخورد اولیه با مسأله خشونت به ذهن آدم می‌آید، به شکلی روی کاغذ یا پارچه پیاده شود.» و سحر اضافه می‌کند که «البته من فکر می‌کنم که این چهل‌تکه یک اثر هنری است. به یکی از نقاشان که مراجعه کرده بودیم، گفته بود این استفاده ابزاری از هنر است و یک هنرمند باید این کار را انجام دهد تا وجه هنری غالب باشد. اما به نظر من، چهل‌تکه‌ای که یک زن خانه‌دار می‌دوزد هم اثر هنری است.»

img_1072واکنش‌های هنرمندان باعث شد که بچه‌ها از خیر کار آن‌ها بگذرند. چیزی که سحر در ادامه‌ی حرف‌هایش می‌گوید: «اصلاً از صرافت گالری‌دارها افتادیم. احساس کردیم که اگر به بچه‌های خودمان بگوییم و یک کار متوسط ارایه بدهند بهتر از این است که دنبال گالری‌دارها بیفتیم و متقاعدشان کنیم که کاری سیاسی نیست.»

اما بحث خشونت و قتل‌های ناموسی آن‌قدر دردناک و قابل لمس بود که خیلی از پسرها و دخترها دست به کار شدند و با هر ایده‌ای که به ذهنشان می‌رسید، خشونت را نشان می‌دادند. بعضی کولاژ کار می‌کردند و بعضی نقاشی، یکی با دکمه کار کرده بود دیگری روی کیسه طرحی کشیده بود. بعضی کارها ساده و معمولی و بعضی دیگر، حرفه‌ای. سحر یکی از کسانی که چند کار ارایه داده بود، می‌گوید: «به نظرم رسید که یک طرح خیلی بچه‌گانه بکشم، مثل نقاشی بچه‌ها که وقتی پدرشان اخموست توی نقاشی، او را اخمو می‌کشند یا از رنگ‌های متفاوتی استفاده می‌کنند. مثلاً توی روان‌شناسی خیلی مهم هست که برای خانه چراغ بکشند یا نه. من هم یک نقاشی بچه‌گانه کشیدم و مثلاً چراغ را خاموش گذاشتم یا گوش، چشم و دهان پسرها را بزرگ‌تر کشیدم، اما زن‌ها خیلی بی‌تفاوت و غمگین هستند. یعنی پسرها فقط نگاه می‌کنند و واکنشی نشان نمی‌دهند یا نشان دادم که زن‌ها از همه طرف تحت کنترلند.»

اما ایده‌ی سارا برای چهل‌تکه، نشان دادن یک لجن‌زار بود که زنی در حال غرق شدن هست و دستی از لجن‌زار بیرون آمده که به دلیل امتحانات دانشگاه از خیر آن گذشت. او می‌گوید: «وقت نداشتم و ایده‌ای دیگری به ذهنم رسید اما فکر می‌کنم این طرح خیلی مسأله ناموسی را نشان نمی‌دهد و روی خشونت تکیه می‌کند.» تکه‌ها یکی یکی آورده می‌شد و هر یک به سبکی متفاوت کار شده بود. بیشتر، دخترها بودند که طرح می‌زدند و تکه‌ای آماده می‌کردند اما بودند پسرانی که نتوانسته بودند از خشونت علیه زنان، به خصوص قتل ناموسی بی‌تفاوت بگذرند. تکه‌های درست شده توسط پسران خبر از لمس این رنج و نگاه حساسشان می‌داد. خشونت و قتل ناموسی، موضوعی که از نظر بعضی از ما، چیزی زنانه بود و تنها درک زنانه می‌طلبید از نگاه مردان هم تلخی و وحشی‌گری‌اش مشهود بود. طرح‌ها نشان از درک عمیق این خشونت و اعتراضشان به آن داشت.

مسلم یکی از کسانی که تکه‌ای آماده کرده است، درباره‌ی دلیل استفاده از کولاژ برای کارش می‌گوید: «نظر اول من این بود که از چیزهای محدود استفاده کنیم، خیلی از رنگ استفاده نشود و نقاشی را خیلی قاطی طرح‌ها نکنیم که بگویند از هنر استفاده‌ی ابزاری شده است، هر چند خودم خیلی به این حرف اعتقاد ندارم. مثلاً از ترفندهای گرافیکی استفاده کنیم که حالت تبلیغاتی و صنعتی بیشتری دارد. به خاطر همین هم کولاژ کردم. نظر من این بود که چاپ، عکاسی و کولاژ یا در همین مایه‌ها کار کنند. چون گرافیک کلاً به این دلیل به وجود آمده که بخواهد منظور خاصی را برساند. و وقتی پای موضوع به میان می‌آید به نظر من چیزهایی مثل نقاشی جواب نمی‌دهند و کسی باید باشد که نقاش باشد که خب من نقاش نیستم و گرافیک کار می‌کنم.»

img_1084مسلم در توضیح طرحی که کار کرده، می‌گوید: «یک‌سری تصاویر را که فکر کردم مناسب است جمع کردم. در کار خودم، لب زن دفورمه شده و در زاویه‌های ۴۵ درجه چرخانده شده، شاید خیلی عمیق نباشد اما دلیل داشت. در قضیه زنان خیلی فعال نیستم اما از یک‌طرف کاری که از دستم بر‌می‌آمد را انجام دادم و از طرف دیگر، وظیفه اخلاقی بود حالا شاید این کلمه خیلی مناسب نباشد در واقع خودم ترجیح می‌دهم با زنی زندگی کنم که بتواند از خودش دفاع کند و به عنوان یک مرد معتقدم که عملی شدن یک‌سری حق و حقوق، به نفع من مرد هم هست.»

بعد از جمع‌آوری همه‌ی تکه‌ها، نوبت به انتخاب و چینش آن‌ها می‌رسد. چند نفری قرار می‌گذارند تا در یک بعد از ظهر زمستانی تکه‌ها را انتخاب کنند. ساعت‌ها وقت می‌گیرد، به هزاران شکل کنار هم چیده می‌شوند تا بهترین تکه‌ها انتخاب شوند و به بهترین شکل چیده شوند. به دلایل مختلف   چند تایی کنار گذاشته می‌شوند؛ یکی خیلی منظور را نشان نمی‌دهد، یکی به بقیه‌‌ی تکه‌ها نمی‌خورد، یکی خوب کار نشده و همه‌ی این دلایل جمع می‌شوند تا ۲۴ تکه انتخاب و باقی کنار گذاشته شوند. تکه‌های ۲۵ در ۲۵ کنار هم گذاشته می‌شوند و تابلویی بزرگ می‌سازند، آن‌قدر که تصور ۴۰ تکه بودنش، لبخندی شیرین بر لب می‌نشاند. تکه‌‌های شماره‌گذاری شده روانه‌ی خانه‌ی سحر می‌شوند تا زیر سوزن چرخ خیاطی و با زحمت دستان او کنار هم بنشینند.

img_1166تنها دو روز به مراسم و تقدیم آن به کمیته‌ی مبارزه با خشونت مانده است که چهل تکه دوخته می‌شود. اما باید فرمی باشد که نگهش دارد. قابی که بتوان بعد از مراسم بازش کرد تا کمیته آن را به کردستان ببرد. تابلوسازان می‌گویند که قاب چوبی را نمی‌شود باز کرد، قاب فلزی هم مقاومت تابلویی یک در یک و نیم را ندارد و خمیده می‌شود. سرانجام سحر و سعیده تصمیم می‌گیرند که طنابی کنفی بگیرند و خودشان دست به کار ساخت فرمی برای چهل تکه شوند. مقداری کارتن برای پشت چهل تکه و نگه داشتنش و کنف به عنوان قاب می‌خرند و چهل تکه برای روز شنبه آماده می‌شود. در مراسم سخنرانی به مناسبت هشت مارس ۲۰۰۹ رونمایی و به نماینده‌ی کمیته‌ی مبارزه با خشونت‌‌های ناموسی تقدیم می‌شود.

نگاشته شده توسط: changerasht | مارس 8, 2009

گرامی‌داشت هشت مارس در رشت

img_1099

۸۶ سال از اولین مراسم بزرگداشت هشت مارس در شهر رشت می‌گذرد. در این ده‌ها سال، فعالان زنان این شهر هر‌گز از بزرگداشت این روز حتی زیر چکمه‌های استبداد و سرکوب غفلت نکرده‌اند. امسال نیز فعالان زنان این شهر علی‌رغم همه‌ی فشارهای امنیتی، مجموعه‌ی متنوعی از برنامه‌های مختلف برای گرامی‌داشت این روز تدارک دیده و به اجرا گذاشتند.

گلگشت به مناسبت هشت مارس

روز جمعه ۱۶ اسفند جمعی از زنان و مردان رشت که همچون بقیه‌ی زنان کشور برخلاف همه‌ی کشورهای همجوار، حتی افغانستان، از امکان برگزاری مراسم روز جهانی زن در سطح خیابان‌های شهر محروم بوده‌اند با برگزاری گلگشتی در یکی از جنگل‌های اطراف شهر این روز را گرامی داشتند.

img_1130

در این گلگشت که با شرکت حدود ۶۰ تن از حامیان برابری زنان و مردان برگزار شد، علاوه بر برنامه‌های متنوع تفریحی و اجرای نمایش‌هایی با موضوع وضعیت نابرابر زنان در قانون و مشکلات ناشی از آن، بحثی گروهی، با مشارکت فعالانه‌ی حاضران، حول موضوع مشکلات ناشی از قوانین تبعیض‌آمیز و شیوه‌های عمل در برابر این قوانین و راه حل‌های حل معضلات ناشی از این قوانین برگزار شد.

img_1109

در حاشیه‌ی این گلگشت محصولات کمیته هنری کمپین رشت از جمله پین‌ها و آینه‌های طراحی شده توسط فعالین کمیته هنری به نفع کمپین رشت برای فروش عرضه شد. همچنین برشورهای تهیه شده توسط فعالین این شهر به مناسبت هشت مارس توزیع شد.

img_12261

مراسم بزرگداشت هشت مارس

فعالین زنان رشت علاه بر گلگشت در روز ۱۶ اسفند، روز شنبه ۱۷ اسفند نیز اقدام به برگزاری مراسم بزرگداشت هشت مارس در دفتر سازمان ادوار تحکیم وحدت رشت نمودند. در این مراسم که عصر روز شنبه برگزار شد، در پنلی با حضور شهلا انتصاری، امیر یعقوب‌علی و یکی از اعضای کمیته علیه خشونت‌های ناموسی کردستان، هر یک از سخنرانان پس از سخنرانی به پرسش‌های کتبی و شفاهی حضار پاسخ دادند.

img_1377

در این مراسم نماینده کمیته علیه خشونت‌های ناموسی با ارائه گزارشی از خشونت‌های گاه فجیع ناموسی در کردستان به تشریح فعالیت‌های این کمیته پرداخت. امیر یعقوب‌علی از مردان برابری‌خواه فعال در جنبش زنان نیز به چرایی و ضرورت حضور مردان در جنبش زنان پرداخت و شهلا انتصاری نیز تشریح وضعیت نابرابر و به مراتب دشوارتر زنان محروم و کارگر را برای سخنرانی برگزیده بود.

img_1092توزیع بروشور

امسال نیز به سنت هر ساله بروشور‌هایی به مناسبت هشت مارس توسط فعالان زنان رشت در سطح شهر توزیع شد. این بروشور‌های ۳۲ صفحه‌ای که با زبانی ساده و روان به تشریح جنبه‌های مختلف فرودستی و تبعیض نسبت به زنان از جمله شرایط زنان خانه‌دار، زنان در مشاغل سخت و کم منزلت، غیبت سوال‌برانگیز زنان در حوزه ورزش، زنانه شدن فقر ، مشکلات ناشی از بی‌حقوقی زنان در انتخاب پوشش، و شرایط نا‌برابر قانونی زنان و کمپین به عنوان شیوه‌ای برای غلبه بر این نابرابری پرداخته بود، با تیراژی گسترده بین مردم شهر توزیع شد.

img_1161اهدای تابلوی چهل تکه

جمعی از فعالان حقوق زنان رشت در واکنش به قتل‌های ناموسی در کردستان و مریوان، اقدام به تهیه چهل تکه‌ای با مشارکت هنرمندان، دانشجویان و هر کسی که حساسیت‌هایی نسبت به این موضوع داشت، کردند. جمع‌آوری تکه‌های این تابلو که روی پارچه‌ای به اندازه ۲۵ در ۲۵ کار شده و از کولاژ، نقاشی و روش‌های دیگر برای نشان دادن و اعتراض به خشونت علیه زنان استفاده شد، چند ماه به طول انجامید و با انتخاب بعضی از آثار سرانجام در روز ۱۷ اسفند در مراسم هشت مارس، به اعضای کمیته علیه خشونت‌های ناموسی به نشانه‌ی همبستگی فعالان زنان رشت با کمیته علیه خشونت‌های ناموسی تقدیم شد.

img_11461

نگاشته شده توسط: changerasht | مارس 1, 2009

فقر

we1زاغه‌نشینان بندر عباس / عکس: ایسنا

faghr1دختری کنار خیابان‌های تهران / عکس: ایسنا

blackwomen1دو زن از پنجره به بان‌ کی‌مون، رییس سازمان ملل نگاه می‌کنند که برای بازدید از بیمارستانی در کنگو به آفریقا آمده است. ۲۸ فوریه ۲۰۰۸ / عکس: رویترز

women1پناهنده‌ی تامیلی وسایلش را بعد از آتش‌سوزی اردوگاه پناهندگان در شمال سریلانکا جمع می‌کند. مردم تامیل برای فرار از از جنگ بین ببرهای تامیل و ارتش سریلانکا در این اردوگاه پناه گرفته‌اند. ۲۸ فوریه ۲۰۰۹ / عکس: رویترز

« Newer Posts - Older Posts »

دسته‌ها