نگاشته شده توسط: changerasht | مه 4, 2009

جمعه‌ی نحس / علی قاسمی

img_0030_editedمی‌شناختمش برای کمپین یک میلیون امضا و جنبش زنان در تهران فعالیت می‌کرد اما رو در رو و از نزدیک اولین بار در مراسم گرامی‌داشت روز هشت مارس (‌روز جهانی زن) که در رشت برگزار شد دیدمش. در اولین برخورد این حس را داشتم که انگار سال‌هاست می‌شناختمش و یکی از صمیمی‌ترین دوستانم بود. برایم جالب بود که آدمی در این سن و سال به جایی برسد که یکی از سخنرانان مراسم باشد و جلوی جمعی که بیشترشان خیلی بزرگ‌تر از خودش بودند از مسایل و مشکلات امروز ایران حرف‌های جدیدی بزند و به سوال‌های همه بدون هیچ طفره رفتن و موضع‌گیری‌ای جواب دهد.

amir

صحبت‌هایش برام جالب بود. از بازداشت اولش گفت که بازپرسش می‌گفت‌: تو چرا‌؟ تو که مرد هستی در جنبش زنان چه می‌کنی‌؟ گفت‌: ‌«همه می‌گویند مردان احساس زنانه ندارند‌، حتی نمی‌توانند احساس خود را بیان کنند‌. چون نمی‌توانند زندگی زنانه را از نزدیک ببینند و حس کنند پس نمی‌توانند فمنیست باشند‌. درست است اما اگر از دید نابرابری‌های جنسیتی نگاه کنیم مردان هم نتوانسته‌اند انسانی زندگی کنند‌، مردان هم جور دیگر زندگی کرده‌اند. من معتقدم ما مردان برابری‌خواه تنها‌، حامیان جنبش زنان نیستیم بلکه ما دنبال حقوق زنان هستیم. ما جز لا‌ینفک از این مبارزه هستیم‌. در این جامعه که فمنیست بودن تابوست می‌‌گوییم ما فمنیست هستیم‌، ما فمنیست هستیم و ما فمنیست هستیم و برای اثبات حرفمان حاضریم هر هزینه‌ای را بپردازیم.»

چیزهایی می‌گفت که برایم تازه بود، به زیبایی از مواضعی که داشت دفاع می‌کرد‌. پشت هر حرفش فلسفه‌ای داشت. با هم در ارتباط بودیم و گذشت تا جمعه، جمعه سخت و خسته کننده. با اجرای حکم دل‌آرا دارابی که به مظلومانه‌ترین شکل علی‌رغم باور همه اعدام شد فقط یک چیز کم بود که جمعه، ۱۱ اردیبهشت ۸۸ را برایم سخت‌تر و غیر قابل تحمل‌تر کند، آن هم خبر دستگیر شدن امیر یعقوبعلی در مراسم اول می (‌به مناسبت روز جهانی کارگر)‌.

امیر هزینه‌ای را که از آن صحبت می‌کرد پرداخت. این خبر، جمعه‌ی نحس را تکمیل کرد. امیدوارم هرچه سریع‌تر بدون آن‌که دستگیری و حکم دادگاه قبلی‌اش برایش مشکل ایجاد کند، آزاد شود. خسته‌ام‌، انگار سال‌هاست که نخوابیدم، می‌خواهم بخوابم به امید این‌که بیدار شوم و بفهمم خواب می‌دیدم‌. بیدار شوم و ببینم دل‌آرا‌ها و امیر‌ها با شادی در کنار خانواده‌ی خود زندگی می‌کنند، بیدار شوم و ببینم مشکلی وجود ندارد که بخواهیم برای آن مبارزه کنیم.

پی‌نوشت یک: پوریا پوشتاره یکی دیگر از فعالین تهرانی حاضر در مراسم هشت مارس بود‌. با دوربینش لحظات این جنبش را در  قاب‌ها ثبت می‌کرد‌. چهر‌ام برایش آشنا بود‌. هرچه تلاش کردیم که رابطه‌ای برای این آشنایی پیدا کنیم نتوانستیم‌. قرار شد در اولین فرصتی که تهران رفتم به دیدنش بروم تا بیشتر با هم صحبت کنیم، تهران رفتم اما نه به دیدن او. او هم همراه امیر دستگیر شد.

پی‌‌نوشت دو: امیر در حکم قبلی به چهار سال حبس تعلیقی محکوم شد‌. همچنین  موظف بود خودش را  هر چهار ماه یک بار به اداره‌ی اطلاعات معرفی کند.

در همین رابطه: آخرین خبرها از وضعیت بازداشتی های بند ۲۴۰ اوین و تلاش خانواده هایشان

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها